سرگردون

یار اگر ننشست با ما نیست جای اعتراض،پادشاهی کامران بود از گدایی عار داشت

سرگردون

یار اگر ننشست با ما نیست جای اعتراض،پادشاهی کامران بود از گدایی عار داشت

مژده دادند که بر ما گذری خواهی کرد/نیت خیر مگردان که مبارک فالیست

بعد مدتها سلام:)خوبین؟خوشین؟خوشتون هس؟خدا رو شکر:)

ایشالا خدا حاجات دل همتونو روا کنه:)

دیروز بعد اون همه درد جدایی بالاخره انتظار ب سر رسید...شب مهمونمون بودن و چ مهمونی  خوبی:)البته عصرش وختی من از مدرسه اومدمم اومد یسر زد ورفت...

دیدین آدم وختی یچیزی از خدا میخواد و برآورده میشه میگه خدایا کاش یچیز دیگه خواسته بودم؟ولی دیروز من نگفتم...نگفتم و شکر کردم...نگفتم و از ثانیه ب ثانیه دیشب لذت بردم...نگفتم چون میدونم دیدار بعدی خیلی که نزدیک باشه ی ماه دیگه ست...

شدیدا مشغولم...اونقدر سرمو با کتابای جورواجور گرم میکنم تا فکرم نتونه جای دیگ بره...دیشب شنیدم تابستون قراره کلاس کنکور بذاره:)اگ زد و شد میرم سر کلاسش:)

دو تا حرکتش دیشب واسم عجیب بود...

یکی اینکه وختیZ ادامو دراورد و تشکر کردنمو مسخره کرد(ناراحتم نمیشم عمومن)طرفمو گرفت و دعواشون شد...

بعد اسم فامیل بازی کردنم کانتکتاشو بلند خوند البته هیشکی جز من گوش نمیداد همه داشتن متفرق میشدن...بعدم رو اسم فهیمه تاکید کرد...نمیفهمم چ لزومی داش این کارش...

من برم واستون هرچی آرزوی خوبه آرزو میکنم:)

پ.ن:آشوبم آرامشم تویی...

نظرات 1 + ارسال نظر
ایران دخت دوشنبه 12 بهمن 1394 ساعت 15:31 http://delneveshtehayedeleman.blogsky.com

کلاس کنکور خوش بگذره

:)

امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.