سلام...
چقد بده میدونی با دیدنش حالت توپه توپ میشه از این دشارژه بودن درمیای اما بهانه ای واسه دیدنش نداشته باشی...
از همه بدتر اینه که حتی 10 دقیقه م باهات فاصله نداره و تو مجبوری این مار زهرآگینی روکه رو قلبت چنبره زده تحمل کنی و تو تنهایی خودت زار بزنی...
چقد بده هر شب تو خواب میبینی عاشقته و به عشقش اعتراف کرده ولی صب که بیدار میشی میفهمی همش خواب بوده و با فکر اینکه این اتفاق احتمالا هیچ وقت نمیفته اشک از چشمات سرازیر میشه...
از قدیم گفتن عشق یسره مایه دردسره خدایا تویی که الرحم الراحمینی ایمان دارم اگه از روی حکمتت دری رو ببندی خودت از روی رحمت یه راه دیگه جلوی پام میذاری پ خودت پناه این دل غریبم باش...