سرگردون

یار اگر ننشست با ما نیست جای اعتراض،پادشاهی کامران بود از گدایی عار داشت

سرگردون

یار اگر ننشست با ما نیست جای اعتراض،پادشاهی کامران بود از گدایی عار داشت

عذاب...

سلام...

دلم لک زده واسه یه دورهمی که بگیم و بخندیم و من از بودن درکنارش لذت ببرم...اما حعیف که این امتاحانای کذایی تا اواسط تیر رو مخه و من مجبورم تحمل کنم

امیدوارم امروز موفق شم مخ مامانمو بزنم بریم اونجا البته زدن مخ صالحم میتونه چاره ساز باشه

خدایا خودت کمکم کن خودت مدتهاست شاهدی دارم چه زجری میکشم فقط این یه دلخوشیمو ازم نگیر هزار بار شکرت....

نظرات 1 + ارسال نظر
maryam پنج‌شنبه 21 خرداد 1394 ساعت 14:28

Eiiiìiii jalab

امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.