سرگردون

یار اگر ننشست با ما نیست جای اعتراض،پادشاهی کامران بود از گدایی عار داشت

سرگردون

یار اگر ننشست با ما نیست جای اعتراض،پادشاهی کامران بود از گدایی عار داشت

سکوت...

-مرا زجر میدهد
[سکوت]
مانند نفس کشیدن در خلآ
پاهایم میلرزند
صدایم را آرام میکنم و آرامشی که شاید به تو دست میدهد

میبینی چه بی رحمانه است این گونه بودن ؟
نبودنت حتی...
[سکوت طولانی ...]
-میشود بگویی چه شده ؟!
[سکوت]
سکوتت به روح بریده بریده ام انگشت شصت میدهد !

نظرات 0 + ارسال نظر
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.