شناور سوی ساحل های ناپیدا
دو موج رهگذر بودیم
دو موج همسفر بودیم.
گریز ما
نیاز ما
نشیب ما
فراز ما
شتاب شاد ما ، با هم
تلاش پاک ما ، توام
چه جنبش ها که ما را بود روی پرده دریا.
شبی در گردبادی تند ، روی قله خیزاب
رها شد او از آغوشم
جدا ماندم ز دامانش
گسست و ریخت مروارید بی پیوندمان بر آب.
از ان پس در پی همزاد ناپیدا
بر این دریای بی خورشید
که روزی شب چراغش بود و می تابید
به هر ره می روم نالان ، به هر سو می دوم تنها.
سیاوش کسرایی
سلام دوست خوبم
اگه جدیدترین قالب ها پرشین بلاگ می خوای یا طراحی بنر و لگو و کاور و... بلد نیستی ما برات رایگان انجام میدیم درضما اگه داخل انجمن ما پاسخ ارسال کنی بهت پول میدیم.
منتظر شما هستیم....
raingraph.ir
علیکم
باشِد:|